تدوین چارچوب عوامل محیطی مؤثر بر خلاقیت کودکان و اولویتبندی آنها با استفاده از روش دلفی و AHP
فضاهای اختصاصیافته به کودکان در محیطهای شهری و مسکونی ایران، به دلیل غلبه رویکردهای آموزشمحور، گسترش آپارتماننشینی و کاهش ارتباط با طبیعت، اغلب فاقد کیفیتهای کالبدی لازم برای برانگیختن کنجکاوی، خیالپردازی و خلاقیتاند. هدف این پژوهش شناسایی، اعتبارسنجی و اولویتبندی عوامل محیطی مؤثر بر خلاقیت کودکان و تدوین چارچوبی کاربردی برای طراحی فضاهای کودکمحور بود. روش پژوهش آمیخته (کیفی_کمی) و پیمایشی است؛ در مرحله نخست با مرور نظاممند ادبیات (۲۵ مقاله)، ۶۸ عامل اولیه شناسایی و در پنج معیار اصلی و پانزده زیرمعیار دستهبندی شدند. سپس اعتبارسنجی عوامل با دلفی در دو دور متوالی و محاسبه اوزان با فرایند تحلیل سلسلهمراتبی بر اساس دیدگاه سی متخصص معماری، شهرسازی و روانشناسی تربیتی انجام گرفت. ابزارها پس از تأیید روایی صوری، پایایی و همبستگی درونی مطلوبی داشتند (آلفای کرونباخ ۰.۷۰۶ تا ۰.۸۰۲). یافتههای AHP با نرخ ناسازگاری ۰.۰۰۴، اولویت معیارها را تحریککنندگی (۰.۲۸۲)، طبیعتگرایی (۰.۲۵۴)، اجتماعپذیری و تعامل (۰.۱۸۶)، انعطافپذیری (۰.۱۴۵) و آرامش و امنیت (۰.۱۳۲) نشان داد؛ دو معیار نخست ۵۳.۶ درصد وزن کل را شامل شدند. پنج زیرمعیار برتر (رمزآمیزی، ماجراجویی و کشف؛ بازیسازی با عناصر طبیعی؛ عملکرد فضا در زمینهسازی اجتماع و تعامل؛ تنوع فضایی؛ فعالیت در فضای باز طبیعی) نیز ۵۶.۷ درصد وزن کل را تشکیل دادند. ضریب هماهنگی کندال (۰.۷۴۶، p<0.001) اجماع بالای خبرگان را تأیید کرد و آزمونهای بوتاسترپ (۱۰۰۰ تکرار)، تحلیل حساسیت و معیارهای تصمیمگیری همگرایی روشها و ثبات ساختار را اثبات کردند. در مجموع، شکوفایی خلاقیت کودک بیش از حضور کالبدی صرف، در گرو بستری برای کنش فعالانه، تجربه زیسته با طبیعت و فضاهای چندکیفیتی، انعطافپذیر و امن است و چارچوب تدوینیافته میتواند راهنمای عملیاتی طراحان و برنامهریزان فضاهای رشد و یادگیری کودکان باشد.